ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
142
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
دختران از هيچ دقت و كوششى فروگذار نمىكنند ، حتى اگر ساير اهل خانه از اين لحاظ دچار مضيقه بشوند ؛ دليل آن هم واضح است چون تقريبا اطمينان دارند كه همهء اين مخارج روزى جبران مىشود . اگر دخترى زيبائى جسمى داشته باشد ديگر كسى چندان جوياى خانواده و اصل و تبارش نمىشود . چنين دخترى مىتواند همسر رئيس قبيله ، سياستمدارى بسيار محترم ، و حتى شخص شاه بشود ؛ و شواهد روزانه خود دليلى بر اين مدعاست . اغلب بچهها را كه هنوز در گهواره هستند براى هم نامزد مىكنند و بيشتر اين مطلب در مورد عموزادهها صدق مىكند ! ازدواج افراد خانواده با يكديگر خود رسم و قاعده شمرده مىشود . هرگاه بعدها به عللى دختر را به پسر عمويش ندهند ، اين امتناع باعث ايجاد خصومتها و رنجشهاى متمادى خواهد شد . هيچ نتوانستم پى ببرم كه اين نوع ازدواج بين افراد فاميل اثر سوئى در اولاد آنها به جاى گذارده باشد ! بچههائى كه از اين ازدواجها بوجود مىآيند همه از نظر بدنى سالم و خوش رشد و از نظر عقلى نيز تند و هوشيار هستند . روىهمرفته نقصهاى عضوى ، اعوجاج و بيماريهاى خنازيرى به نحوى چشمگير بين آنها كم است . حتى نتيجهء مشاهدات اطبا در اين اواخر مبنى بر اينكه وجود بسيارى از كودكان كر و لال در اثر ازدواج بين خويشاوندان نزديك است به گمان من ، و تا آنجا كه من فهميدهام در ايران مصداق ندارد ؛ من بين طبقات مرفه هيچ كر و لالى نديدم به استثناى يك نفر نقاش لال كه بچههاى او هم به همين ترتيب كر و لال بودند . خانمى كه با يكى از خويشان خود ازدواج كرده باشد در حرمسرا از بهترين احترامات برخوردار است ؛ شوهر معمولا به وى دخترعمو خطاب مىكند و اين عنوان خود به دارندهاش حق مىدهد كه توقع ملاحظه و احترام داشته باشد . حال اگر ازدواج در داخل خانواده انجام نشده باشد ، ازدواج بين قوم و قبيله ، خود قاعده و ملاك محسوب مىشود . يك نفر از ايل افشار از افشارها زن مىگيرد ؛ قشقائى از قشقائيها و . . . قس علىهذا . يك دختر ايلى بهترين خواستگار شهرى را تحقير مىكند . وى فقط به افراد قبيلهء خود شوهر مىكند . بدين ترتيب خانوادهها و عشيرهها دستنخورده و مخلوط نشده مىمانند . آداب و رسوم ، خلقيات و بخصوص چهره و ظاهر آنها بيشتر از ساير اقوام و ملل به حال اصلى باقى مانده است . كافى است كه آدمى يك نفر از افراد خانواده را بشناسد و بعد اگر كسى ديگر از افراد آن خانواده را در جائى ديد او را بازمىشناسد ؛ بخصوص شباهت بين برادران حتى اگر از مادران مختلفى باشند بقدرى جلب توجه مىكند كه در هيچ كجاى ديگر سابقه ندارد . اين اصل هم در اين مملكت به صورتى قاطع پذيرفته شده كه نفوذ پدر در خانواده بايد بسيار بيشتر از نفوذ مادر باشد . طبق قوانين و مقررات دختر بايد بعد از رسيدن به سن بلوغ شوهر كند يعنى با شروع حيض و هنگامى كه موى زير بغل و زهار شروع به روئيدن كرده باشد ، عينا مانند مقررات آئين يهود ؛ مع هذا در بين طبقات فقيرتر چندان به اين اصل پايبند نيستند و مىكوشند كه سرمايهء خود را